img { max-width : 97%; } دانلود رمان نهایت آرامش
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
خوش آمدید شما در رمان | دانلود انواع رمان های عاشقانه و کل کلی و طنز و ترسناک و غمگین و... با فرمت های pdf و java ( jar ,apk ,آیفون,جار,ای پی کی,اندروید,پی دی اف هستید
  • دانلود رمان نهایت آرامش

     قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و EPUB (کتاب اندروید و آیفون)

     پسورد : www.book4.ir

     منبع : wWw.98iA.Com

     با تشکر پروانه.ق عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

     

     دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

     دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

     دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

     دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه EPUB)

    android دانلود رمان آدم و حوا | گيسوي پاييز کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

     

    21 دانلود رمان آدم و حوا | گيسوي پاييز کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

     

    در را محکم به هم کوبیدم وروی تخت افتادم . بالش را روی سرم فشار دادم وصدای هق هق گریه ام را خفه کردم دستانم را روی گوشم گذاشتم تا صدای مادرم را نشنوم . نمی توانستم با کاری که می خواست انجام دهد کنار بیایم . باورم نمی شد مادرم به راحتی پدرم را فراموش کرده باشد و به دیگری دل سپرده باشد به نظرم بی وفایی بود آن گذشته ی خوب را به دست فراموشی بسپارد .
    اشک هایم سیل وار میبارید دلم از یادآوری مهربانی و محبتهایش بیشتر می سوخت . پدری که همسری فوق العاده برای مادرم بود
    به طوری که حسادت خیلی ها را بر می انگیخت . پدری که با تمام خستگی هایش همدمم بود .پدری که در تب و تاب یک زندگی
    مرفه برای من و مادرم خودش را فدا کرد .
    حالا مادرم میخواست بعد از چهار سال از نبودش با صمیمی ترین دوست و شریک پدرم ازدواج کند . کسی که تا دیروز عمو صدایش
    میکردم حالا میخواست جای پدرم را بگیرد . پذیرفتنش برایم سخت بود .برایم عذاب آور بود دستی که هم آغوش دست پدرم بود را در
    دست دیگری ببینم . شاید بی انصافی باشد بخواهم در زندگی مادرم خدشه وارد کنم اما دلم از تصمیمش خون شده و اختیار از کفم
    ربوده غیرت که فقط مخصوص مردها نیست .
    صدای باز شدن در رشته ی افکارم را پاره کرد. مادرم کنارم نشست و موهای پریشانم را با دستان پر مهرش ،نوازش وار از روی صورتم
    کنار زد و با صدایی که از بغض می لرزید و آتش به جانم میکشید گفت:
    -دختر گلم چرا زود قضاوت میکنی ؟ چرا فکر میکنی پدرت رو یا بهتر بگم عشقم رو فراموش کردم من که هر باربا دیدن چشمای نازت
    پدرت رو روبروم میبینم، چه جوری میتونم فراموشش کنم . تو هم کمی منو درک کن ما با هم توی اون شرکت شریک و همکاریم
    و تا اخر وقت در کنار همیم سفر های کاری هم اجتناب ناپذیره سالی چند بار با چند همکار که مسعود همیشه از اعضای گروهه
    در حال سفریم با این ازدواج لااقل با هم محرم میشیم و منم یه نفر و دارم تو محیط کار و زندگیم هوامو داشته باشه .
    با ازدواج نکردن من بابات زنده میشه ؟ اگه میشد تا اخر عمر اسم هیچ مردی رو به زبون نمی آوردم . خودت میدونی تا وقتی تو
    در کنارم باشی هیچی از این دنیا نمیخوام ولی وقتی تو بری دنبال زندگیت من باید با تنهایی هام چه کار کنم ؟به خدا از سردرد
    دارم میمرم تمومش کن . میدونی طاقت دیدن اشکاتو ندارم بازم اون چشمایی که تموم دنیامه ، بارونیش میکنی ؟
    با لحنی که ناراحتیم را نشان میداد گفتم :
    -اگه شما نگران تنهاییتون هستید من قول میدم هیچ وقت ازدواج نکنم تا خیال شما بابت این مسئله راحت باشه . آخه چه جوری
    بگم نمی تونم یعنی در توانم نیست کسی رو جای بابام ببینم !

  • 3 نظر و 1 پاسخ به دانلود رمان نهایت آرامش

    1. سعیده می‌گه:

      سلام میشه بگین چطوری توتلگرامش عضوبشم

      • مدیریت می‌گه:

        سلام عزیزم
        یه جستجوی کوچیک توی اینترنت بکن متوجه میشی
        بعدش میتونی توی کانال ما عضو بشی
        موفق باشی

      • سعیده می‌گه:

        سلام راست میگه کاش بهم برسن اگه حسودان بگذارن

        • سمی می‌گه:

          سلام خیلی قشنگه مرسی یه خورده دلم گرفت ایشالا همه عاشقا بهم برسن هیچ دلی هم نشکنه

          1

          » ارسال نظرات


          :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S