img { max-width : 97%; } دانلود رمان زن کمان گیر
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
خوش آمدید شما در رمان | دانلود انواع رمان های عاشقانه و کل کلی و طنز و ترسناک و غمگین و... با فرمت های pdf و java ( jar ,apk ,آیفون,جار,ای پی کی,اندروید,پی دی اف هستید
  • دانلود رمان زن کمان گیر

    دانلود رمان زن کمان گیر

     قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

     قسمتی از متن این رمان :

      

    راننده به خاطر فریادهایی که سرش می کشیدم تا جایی که می شد پایش را روی پدال گاز فشرد . به جز مسیر پیش رویم هیچ چیز را نمی دیدم . تمام دنیا رنگ باخته بود . این شهر خاکستری با تمام شکوه و جلالش سیاه شده بود . سیاهِ سیاه ! ماشین هنوز کامل متوقف نشده بود که خودم را از ماشین به بیرون پرت کردم و دوان دوان وارد ساختمان بیمارستان شدم . نفس زنان جلوی استیج اطلاعات ایستادم و به زحمت ذهنم را متمرکز کردم تا مشخصاتش را به زبان بیاورم . با یاد آوری مشخصاتش انگار جـانم بالا می آمد . تا شماره ی اتاق به گوشم خورد باز هم دویدن را از سر گرفتم و خودم را به آن اتاق رساندم ... دستم را روی دستگیره گذاشتم و نفسی گرفتم ... تمام اعضا و جوارح بدنم نبض می زد ... اَگرها و مَگرها نفسم را بند آورده بودند ... دل به دریا زدم و وارد آن اتاق کذایی شدم .

    اتاقی که جانم ، تمام وجودم با چشم هایی باز و مات و بی روح ... بی فروغ ... بی زندگی ، به سقف خیره مانده بود . زانوهایم تا شد ... بدنم دیگر نبض نداشت ... لرزش داشت ... چنان در جایم می لرزیدم که توان تکان خوردن حتی در حد یک اینچ را هم نداشتم . تا به خودم بیایم به دیوار پشت سرم کوبیده شدم و نگاهم در نگاه به خون نشسته ی مهدی نشست . خواستم پسش بزنم و به سمت تخت بروم اما محکم تر از قبل یه دیوار کوبیده شدم . از میان دندانهای کلید شده اش با خشم غرید :

    - کجا ؟ کجا می ری کثافت ؟ کجا بودی بی شرفِ بی ناموس ؟

    تقلا کردم رهایم کند . چشمم به قفسه ی سینه ی جسم نیمه جان یا شاید هم بی جان روی تخت بود تا شاید بتوانم تکان هایش را تشخیص بدهم . اما وقتی چشمانی چنان سرد و مرگ زده به سقف باز بمانند ، آیا صاحبشان زنده است ؟

    صدایم انگار از ته چاه بیرون می آمد . ضعیف و خسته .

    - زنده است ؟

    یقه ام را محکم توی مشتش گرفت و با خشمی کنترل ناشدنی گفت : به نظرت زنده است ؟ نگاش کن شبیه زنده هاست ؟ کجا بودی بی شرف که زنتو سلاخی کردن ؟ کجا بودی بی ناموس که اومدن سراغ زن و بچه ات و تیکه پاره شون کردن ؟

    بغضش ترکید و اشکش سر خورد روی گونه اش . نالید : کجا بودی لعنتی ؟

    حرفهایش آوار می شد و بر سرم می ریخت ... این آوار سنگین بود ... این آوار تمام زندگی ام بود ... تمام زندگی ام جلوی چشمانم بی جان روی تخت بود ... تمام زندگی ام فرو ریخته بود ... تاب نیاوردم ... می گفتند تا شقایق هست زندگی باید کرد ! ... و حالا گل من ... شقایق من مرده بود ... پرپرش کرده بودند ... پرپرش کرده بودم ... مــــن ... لعنت به من .

    صدایی سیاه و شوم در ذهنم مرثیه خوانی می کرد : شقایق مرد ... تو زنت رو هم کشتی ... قاتل ... تو قاتل زن و بچه ات هستی !

    در مقابل اما دلم ناله می کرد : شقایقم ... وای ... وای ... شقایقم ... شقایقم !

  • 5 نظر و 0 پاسخ به دانلود رمان زن کمان گیر

    1. رمان قشنگی هست . ولی راستش جای نقد داره. اینکه داستان رو بیش از 1000 صفحه نوشته واقعا جای تقدیر داره. اون قسمت هایی که گوینده عوض میشه و یا قسمتی که مکان و یا زمان عوض میشه، مشخص نیست. مثلا وقتی داره از زبون دختره میگه یهو بعد از نقطه ، بدون اینکه مشخص باشه ، شروع میکنه از زبون پسره به نوشتن. یه خرده خواننده گیج میشه . باید چند خط بخونه تا متوجه بشه. چیز دیگه ای هم که ادمو گیج میکنه ، استفاده از بعضی لغات سخت و پیچیده بود . در کل توصیه میکنم بخونید. رمان قشنگی بود.

      • الی می‌گه:

        سلام
        رمان زیبایی بود
        با اینکه طولانی بود خسته کننده نبود
        ممنون از نویسنده عزیز

        • ZARI می‌گه:

          سلام-مرسی از سایت خوبتون فقط 2تا نکته
          یکی اینکه لطفاًنسخه پرنیان رو بزارید-بعدم اگه ممکنه یه قسمت بزارید تا کاربرا کتابای بهتر رو به بقیه توصیه کنن و اینطوری انتخاب رمان هم برا کاربرا راحت تره
          بازم مرسی

          • اعظم می‌گه:

            سلام
            واقعا دست نویسنده درد نکنه خیلی خیلیییییی عالی بود.
            قلم عالی و موضوع جدید این کتاب واقعا خواننده رو جذب میکنه منکه اصلا خسته نشدم به هیچ وجه هم توی نثرش و اتفاقای داستان تکرار وجود نداشت
            منون

            • رمان زن کمانگیر نسخه پرنیان بزارین. ممنون

              1

              » ارسال نظرات


              :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S