img { max-width : 97%; } دانلود رمان تو دنیای من ، من دنیای تو ، ما و یه دنیای جدید
نام کاربری :
رمز عبور :
ثبت نام عضو جدید
فراموشي رمز عبور
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
خوش آمدید شما در رمان | دانلود انواع رمان های عاشقانه و کل کلی و طنز و ترسناک و غمگین و... با فرمت های pdf و java ( jar ,apk ,آیفون,جار,ای پی کی,اندروید,پی دی اف هستید
  • دانلود رمان تو دنیای من ، من دنیای تو ، ما و یه دنیای جدید

    تو دنیای من ، من دنیای تو ، ما و یه دنیای جدید

     قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

     قسمتی از متن این رمان :

      

    دست بردم و صدای باند رو کم کردم:
    -میای پایین یا خودم برم؟
    سارا- نه بابا میام ، همینجوری دارن میخورنت.
    -نوش جونشون.پس بپر پایین.
    با لبخند همیشگیم در شیشه ای رو هل دادم و مقابل 3 تا پسری که پشت میز نشسته بودن و زل زده بودن بهم وارد شدم و سارا ام پشتم.
    -سلام
    یکی از پسرا- سلام خانوم ، بفرمایید
    مثل همیشه خارج از هر نوع ادا و ناز دخترونه ای و با لحن همیشگیم گفتم:
    -من میخوام رو ماشین یه سیستم ببندی که دو روز دیگه نگردم دنبال یکی قوی ترش ، یه چیز که راضیم کنه ، قیمت نجومی هم نمی خوام!
    اینا چه مرگشونه؟ چرا اینجوری با تعجب نگاه میکنن؟ شاید فک میکنن به این ماشین و این قیافه همچین طرز حرف زدنی عجیبه ولی واسه من مهم نیست راجع بهم چی فکر میکنن. همیشه همینجوری بودم. من که دیدم اینا قصد ندارن زبون باز کنن ، بدم نیومد کمی سر به سرشون بذارم:
    -can u speak Persian??? If not I can speak English and u???
    بد تر شد که بهتر نشد ، سارا هم با لبخند لذت می برد از بهت این سه نفر !
    -ای بابا الـــو؟ هستین عمو؟ شوتینا ، حداقل بگو زبونت چیه با همون باهات حرف بزنم، فارسی؟ ترکی؟
    بالاخره یکی از پسرا زبون باز کرد و با یه پوزخند گفت:
    پسره- بهتون نمیخوره انگلیسی بلد باشین.
    برو بابایی توی دلم نثارش کردم :
    -به توام نمیاد انقدر گیج باشی که با حرفای من یه ساعت بری تو هنگ ، خوشگل ندیدی اینجوری رفتی تو هنگ؟
    همون پسره- خوشگل؟ میمونم انقدر آرایش کنه خوشگل میشه خب.
    منظورش من نبودم که ، بودم؟! تا اینو گفت من و سارا خندیدیم . اسگل فکر کرده من آرایش کردم؟! می دونست بازنده ی این بحث من نیستم؟!
    -ولی من بعید میدونم ، یعنی واقعا امکانش هست اگه شما آرایش کنی به زیبایی من برسی؟!
    صدای خنده های ریز سارا لبخند رو روی لبم نشوند!
    همون پسره- خانم احترام خودتو نگه دار
    خواستم بگم بگو کم آوردی داداش ولی مثل همیشه بی خیالی طی کردم!
    من- ولی من با هر کسی مثل خودش رفتار می کنم. اول شما شروع کردی ، نگو نشنوی!
    بعد هم رو کردم به همون پسر اولیه که با تعجب زل زده بود به من گفتم:
    -چی شد برادر من؟ میتونی سیستم ببندی یا نه ؟
    پسره انگار خوشش اومده بود ، با یه لبخند که با نمک ترش میکرد گفت:
    پسره- ولی صدای آهنگ شما که زیادی بلند بود. دیگه چی میخوای؟
    من- آره هفته ی پیش بستمش ولی اونی نیست که من میخوام. چجوری بگم یعنی؟!
    همون پسره که باهام کل کل کرده بود گفت:
    پسره- مگه همین زبونت چشه؟ با همین بگو دیگه ، ماشاالله درازم هست.
    بیش تر از حدش بهش رو داده بودم!
    من- نه مثل اینکه شما تنت میخاره ، من هی ازت میگذرم ، تو هی کرم بریز.
    اینو که گفتم بدبختا کپ کردن. خب یه دختر و همچین حرف زدنی خیلی ام عادی نیست. پسره لال شد و هیچی نگفت :
    من-خب چی شد میتونی یه سیستم درست حسابی ببندی یا برم جای دیگه؟ من عجله دارم . 2 ، 3 روزه میخوام.
    پسره-میشه یه نگاه بندازم؟
    -اوهوم ، بیا ببین.
    بعد سوویچ رو پرت کردم سمتش که چون فکرش رو هم نمی کرد بندازم نتونست بگیره ولی یکی از پسرا که از همون اول ساکت بود گرفت. منم رو به پسره گفتم:
    -إإإ شما آدمی ؟ من فکر کردم مجسمه ای چیزی باشی!
    پسره خنده ی با نمکی کرد و گفت:
    پسره- بحثی پیش نیومد که صحبت کنم حالا شما بفرمایید من یه نگاه به سیستم فعلیتون بندازم.
    اوهــوع بیخیال بابا ، چه لفظ قلمی حرف میزنه این عمو. جون میده واسه مسخره کردن. بی خیال بابا بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟ پسره رو کرد به همون قبلیه که نتونست سوویچ رو بگیره و گفت:
    پسره- سعید من یه نگاه به سیستم خانوما بندازم.
    سعید هم سرشو تکون داد. پسره از در رفت بیرون و من و سارا هم دنبالش. رفت جلوی ماشین و گفت:
    پسره – اجازه هست؟
    -آره بابا ، راحت باش.
    بعد دزگیر و زد و رفت به سیستم نگاهی بندازه منم با سارا جلوی در بودم و مستقیم زیر آفتاب. نگاهم به پسر موتور سوار روبه روم افتاد ، نگاهش خیره ی من بود ، تا نگاهم رو دید ، گفت :
    پسره- جیگرتو خوشگل خانم ، افتخار میدی؟!
    -جیگر ننتو ! برو از محضر عمت کسب افتخار کن!
    نه خود پسره نه همون که داشت سیستم رو نگاه میکرد توقع این حرفو نداشتن چون با تعجب نگاهم کردند، ولی باز واسه من مهم نیست من عادت دارم به این نگاه ها ، عادت دارم هر چیزی که به ذهنم میاد رو به زبون هم بیارم . یهو سارا نگاهی بهم انداخت و گفت:
    سارا- واای!

  • 6 نظر و 3 پاسخ به دانلود رمان تو دنیای من ، من دنیای تو ، ما و یه دنیای جدید

    1. Kim می‌گه:

      لطفا بگید nemesis75 اثر دیگه ای داره و اگر داره اسمش چیه

      • سلام دنبال كتابمي ام كه بسره و دختره هر دو تاشون زانشجو ان بسره دختره رو مجبور مي كنه كه براش كلاس خصوصي بزاره دختره هم سر يه موضوعي مجبور مي شه بهش درس ياد بده اكه اسمش و بكين ممنون مي شم

        • Ghazaleh می‌گه:

          سلام اسمه رمانی که دنبالشین ..تو فقط مال منی.. هست اسمه پسره هم ماهانه که دختر قصه با داداشه ماهان ینی ماکان ازدواج میکنه رمان قشنگیه

          • asal می‌گه:

            رمان خوندم رمان قشنگی تشکرفراوان

            • asal می‌گه:

              دنبال رمانیم که پسربه اسم میلاد دزدی میکنه برای اینکه نگیرنشمیره خونه یه دختره دختره میندازتش تو دستشوییتا صبح میمون دخترکه میخواد بره مدرسه میزاره بیاد بیرون پسرخیلی دختر کمک میکنه

              • مدیریت می‌گه:

                من خودم نخوندمش :|
                دوستان اگه کسی این رمان رو میشناسه اسمش رو بگه تا دوستمون این رمان رو پیدا کنن

                • nazi می‌گه:

                  اسم پسره میلاد نی .اسم رمان لپ های خیس و صورتی .فصل دومش قلب مشترک مورد نظر خاموش میباشد .بهترین رمانیه ک تا الان خوندم

                  • ساجده می‌گه:

                    جلد اولش لپ های خیس صورتی توی بانک رمان عاشقانه هست
                    جلد دومش قلب مورد نظر خاموش است هست

                  • ZARI می‌گه:

                    سلام و تشکر بابت گذاشتن فرمت پرنیان ولی این رمان این پرنیانش مشکل داره و باز نمی شه
                    بازم مرسی

                    1

                    » ارسال نظرات


                    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S